محمد ابراهيمى وركيانى
209
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
اولين شكست ارتش ايران در زمان خسروپرويز ، در روز « ذىقار » رخ داد و علت آن هم چيزى جز هواوهوس و ارضاى تمايلات حيوانى نبود . زيرا عامل اين درگيرى اصرار خسروپرويز براى ازدواج با دختر نعمان بن منذر بود . سرانجام نعمان با خشمِ خسرو روبهرو ، و زير پاى فيلان نابود شد ، ولى قبيلهاى كه نعمان زن و فرزند خود را به آنان سپرده بود ، حاضر نشد در امانت خيانت كند و بهناچار با ارتش خسروپرويز روبهرو شد و براى اولينبار ، طعم پيروزى را چشيد و خود را براى حملههاى بعدى آماده ساخت . روشن است كه وضع آشفته دربار ساسانى پس از كشته شدن خسرو بهدست فرزندش شيرويه و كشتار مردان ساسانى براى جلوگيرى از رقابت احتمالى با خود و مرگ زودرس شيرويه و سلطنت دختران خسروپرويز و . . . از جمله عواملى بودند كه به اين آشفتگى و از هم گسيختگى ارتش دامن مىزد . روىكار آمدن يزدگرد و تلاش او ، هرچند موفقيت ناچيزى بههمراه داشت ، بسيار دير بود و يزدگرد نيز نتوانست خوشبينى ارتش و مردم را نسبت به خويش فراهم آورد و با مقاومتى ناچيز ، با شكستى بزرگ روبهرو شد و سرانجام ، در « مرو » بهدست آسيابانى ايرانى كشته شد . در امپراتورى روم ، آشفتگى اوضاع اجتماعى به اندازه ايران نبود و مسيحيت بيش از آيين زردشت جاذبه داشت . ازاينرو ، روميان ديرتر از ايرانيان مسلمان شدند و ساليانى در برابر ارتش اسلام مقاومت كردند . تنها بخش شمالى جزيرةالعرب و سرزمين مصر بود كه به اسلام گراييدند ؛ زيرا از نظر قومى و زبان با ادبيات عرب همگونى داشتند . علت زوال قدرت ساسانيان در سخنان اميرمؤمنان ( ع ) حل معماى پيروزى اسلام را در سخنان على ( ع ) در ايوان مداين مىتوان مشاهده كرد . آنجا كه حضرت ( ع ) پس از ورود به مداين ، به قصر ساسانيان وارد شد و بعد از شنيدن اشعارى از بعضى همراهان خويش كه در ناپايدارى نعمتهاى دنيوى و زوال قدرتها سروده بودند ، فرمود : خواندن شعر نيازى نيست ؛ قرآن بخوانيد كه مىفرمايد : كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيونٍ * وَ زُرُوعٍ وَ مَقَامٍ كَرِيمٍ * وَ نَعْمَة كَانُوا فِيهَا فَاكِهينَ *